غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

162

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

از آن رو به خلاف تو برخاسته‌ايم كه حرام خداوند حلال كرده‌اى ، شراب مىخورى و با زنان پدرت ازدواج كرده‌اى . گفت : بس كنيد ، كه تند مىرويد و اغراق مىكنيد . به خدا سوگند از اين پس كارهايتان به صلاح نيايد و پريشانيتان از ميان نرود و همزبان و همدل نشويد . پس ده مرد از ديوار فرود آمدند و سرش را ببريدند و آن را نزد يزيد بن وليد بردند . يزيد آن را بر نيزه كرد و گرداگرد دمشق بگردانيد . دو پسرش حكم و عثمان را به زندان كرد . كشته شدن او دو شب پيش از پايان ماه جمادى الآخر سال 126 بود . مدت خلافتش يك سال و سه ماه بود و عمرش چهل و دو سال . در اين سال « 457 » ابراهيم بن محمد امام ، ابو هاشم بُكَير را به خراسان فرستاد . او به مرو شد و نقيبان و داعيان را گرد آورد و خبر درگذشت محمد بن على را به آنان داد و گفت كه اكنون پسرش ابراهيم امام به جاى اوست . آنان پذيرا آمدند و همهء اموالى كه از نفقات شيعهء بنى عباس در نزدشان گرد آمده بود بتمامى به او دادند . يزيد پسر وليد پسر عبد الملك او را يزيد ناقص [ : كاهنده ] مىخواندند . زيرا آن مقدار كه وليد به عطاياى سپاهيان در افزوده بود او فروكاست . مردى نيك سيرت بود و روشى پسنديده داشت . فرمان داد تا با برادرش ابراهيم و پس از او با عبد العزيز بن حجّاج بن عبد الملك بيعت كنند . ده روز باقى مانده از ماه ذو الحجهء سال 126 در دمشق درگذشت . مدت خلافتش شش ماه بود و مدت عمرش چهل و شش سال . مادرش ام ولد بود و شاه پرند نام داشت . او دختر فيروز پسر يزدگرد پسر شهريار پسر خسرو بود . و او گفته بود : انا ابن كسرى و ابى مروان * و قيصرى جدى و جدى خاقان « من پسر خسروام ، پدرم مروان است و جدم قيصر و خاقان . » در اين شعر قيصر و خاقان را نيز از نياكان خود آورده زيرا مادر فيروز دختر خسرو بود و مادر او دختر قيصر بود و مادر خسرو « 458 » نيز دختر خاقان پادشاه ترك بود .